برچسب: داستان کوتاه بادکنک سیاه

  • داستان کوتاه بادکنک سیاه

    در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد … بادکنک فروش برای جلب توجه یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از کودکان را که برای خرید بادکنک به والدینشان اصرار می کردند را جذب خود کرد . سپس یک بادکنک آبی و همینطور…